تقديم به مولا علي (ع) :
به كوي دوست ز لطفي دوباره محرم شد
دلي كه غرق غمش بود و طبل ماتم شد
قدم قدم تپشش رو به آسمان مي رفت
نبود تاب و تواني و قامتش خم شد
شميم ياس دگر مست مستش كرد
نهيب حادثه با يك پياله مرهم شد
همان كه روز و شب از آدمي جدا مي شد
به گوشه حرم بوتراب آدم شد
زمين و آسمان همه محو ايوانش
بهشت گمشده اي كه نصيب آدم شد
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در جمعه هفتم بهمن 1390 ساعت 23:52 موضوع | لینک ثابت
سلام
یه بنده خدایی نظر داده که:
«با ما هم بله برادر مجتبی
قرار بود با هم همکاری کنیم»
من نوکر همه محبان اهل بیت هستم و با هرکی که توی این راه از من کمک بخواد همکاری می کنم.
فقط نمیدونم با چه کسی بله شدم که اینو نوشته. من تمنا میکنم ، التماس مي كنم که در نظرای اینچنینی خودتونو معرفی کنید تا بگم چرا باهاتون بله شدم. نوکر اونایی که نمیشناسمشون و فکر می کنن باهاشون بله شدم هم هستم.
خدا ما را شهید زنده بدارد و شهید بمیراند.
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 ساعت 0:3 موضوع | لینک ثابت
مراسم امشب رو برا علاقه مندان گذاشتم
قسمت اول مولودی خوانی سید مهدی میرداماد
قسمت دوم شعر خوانی مشترک
قسمت سوم مولودی خوانی حاج مهدی سلحشور
التماس دعا
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در یکشنبه هفدهم مهر 1390 ساعت 2:49 موضوع | لینک ثابت
این هم تقدیم به همه دوست داران اهل بیت علیهم السلام:
حتما دانلود کنید و نظر بدین اگه خوب بود به دیگران برسونید
لینک دانلود : مولا
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ساعت 17:6 موضوع | لینک ثابت
زبانم از چه کنم باز در کجا کوشم
که دل ز کف شد و شد غیر هم فراموشم
فنا شدم ، عدم از من دوباره بر پا شد
« نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم »
به هوش بودم و حافظ به من چنین می گفت
شمایلش چو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
به راه دوست چونان بلبلان خرامانم
ز هر چه غیر بود در نظر فراموشم
خوشا به حال تو کز یار چهره می دیدی
نگار ماست که گوید رخ از تو می پوشم
اگر که ناله بلند است و خرده می گیرم
فغان و زمزمه مجتباست در گوشم
۱۷ / مرداد ماه / ۹۰
قم
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در جمعه بیست و یکم مرداد 1390 ساعت 18:37 موضوع | لینک ثابت
ما همانیم که عمریست گدای شهداییم
از دعای شهدا بود که اینجا سر پاییم
گر که گویند تو را جنت فردوس دهیم
هیهات از این ننگ که یک موی بقایی بدهیم
۸ / خرداد ماه / ۹۰
شیراز
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ساعت 2:2 موضوع | لینک ثابت
به امید اینکه آقامون ما رو هم بخره:
غمت را در دلم افزون کن ای دوست
غم اغیار را بیرون کن ای دوست
رفیقان با شهادت وصل گشتند
من بیچاره را مجنون کن ای دوست
به پیج گیسوانت بسته پایم
خم زلفت دهد بر بادم ای دوست
هزاران تن حدیث عشق گفتند
نیامد در حدیثی عشقت ای دوست
فغان مجتبی از دوریت بود
امیدش وصل فردایت شد ای دوست
۲۳ / خرداد ماه / ۹۰
قم
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ساعت 1:52 موضوع | لینک ثابت
به یاد پدر و مادر شهدا و مفقودین که تا آخرین لحظه چشم انتظار فرزندشان بودند
و به یاد شهدای عزیز اکبر دهدار و عبدالمجید بهادری :
یاد آن روز که رفت
هرگز از یاد نرفت
روز اعزام همان پاره تن
که جدا گشت به یکباره ز تن
گفت من می آیم موقع فصل بهار
دست تو می گیرم موقع وصل نگار
روی من را بوسید ، بعد روی پدرش
بعد همراه علی رفت سوی سفرش
سفری طولانی ، به امید دیدار

گفت من می آیم ، موقع فصل بهار
سفری طولانی که زمینگیرم کرد
موی من گشت سفید ، یک شبه پیرم کرد
در کجا جا داری به فدایت مادر
موقع وصل نشد که بیایی دیگر
هر شب از خواب پدر با دو چشم پر خون
می پرد با یاد هور و فاو و مجنون
یاد آن روزی که با مجید و اکبر
راهی جبهه شدند با ندای رهبر
یاد آن روزی که اکبر از آب گذشت
ناگهان محو شد و پیکرش باز نگشت
باز او می گرید از غم و داغ مجید
یار غارش او بود عاقبت گشت شهید
ممد از او میگفت ، گریه از دل می کرد
کوله اش را برداشت رخت نو تن می کرد
گفت این جامه نو رخت دامادیم است
خون سرخم بر آن مهر آزادیم است
همه دیدند آن شب که چه رگباری شد
چون دلم یکباره این زمین خالی شد
هر که عاشقتر بود حاجتش کمتر بود
حاجتش در دنیا خنده رهبر بود
۲۷ / اردیبهشت ماه / ۹۰
بهبهان
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ساعت 1:39 موضوع | لینک ثابت
عشقبازی و شراب لعل فام

در شلمچه جوی خون شرب مدام
عهد داوود و حسین همتی
گاز خردل خوردن از عشق امام
داد داوود از فراق یار بود
داد ما از کسب نانی است و نام
با گرای عشق ما ور رفته ایم
مجتبی و یک مسیر ناتمام
۱۰ / خرداد ماه / ۹۰
بهبهان
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در دوشنبه هفدهم مرداد 1390 ساعت 3:40 موضوع | لینک ثابت
نهادم یک شبی سر را به کویش

و سر دادم چو مجنون آرزویش
فراقش را چو غل تصویر کردم
سپس خود را در آن زنجیر کردم
خدایا این چه رسم روزگار است
که هر گوشه دلی تنگ نگار است
من از هجر رفیقان بی قرارم
دگر میلی به جا ماندن ندارم
فنایم کن فنای عشق یاران
دلیران و سفیران ، بی قراران


همان مرغان کوی عشقبازی
بقایی ، بهبهانی و نمازی
ز هجر خاکساری و شبانه
همان مردان نیک این زمانه
دو عالم را چنین مجنون کردند
چو فنی حب خود بیرون کردند
خداوندا به حق این شهیدان
کنون ما را نکن بیرون ز میدان
اگر چه پر خطا و پر گناهیم
ولی ما هم محب لاله هاییم
۲۶ / اردیبهشت ماه / ۹۰
بهبهان
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 ساعت 4:30 موضوع | لینک ثابت
گاه بر میکده از دور نظر باید کرد

گاه از قصه دیروز گذر باید کرد
سالیانیست که ساقی ز نظر پنهان است
از پس ابر تقاضای نظر باید کرد
عاشقی را تو مخواه از دل خود دور کنم
گاه در سینه تماشای شرر باید کرد
مهر او جام بلاییست که باید نوشید
گاه از مهر مهی تیغ به سر باید کرد
معصیت نیست گهی در پی شیرین باشی
گاه از عالم فرهاد گذر باید کرد
مجتبی دم ز فراقش نزن از راحت دل
گاه در قافیه تجدید نظر باید کرد
۲۹/ خرداد ماه / ۹۰
قم
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در شنبه پانزدهم مرداد 1390 ساعت 3:53 موضوع | لینک ثابت
خدایا
تو هزاران گناه رو به خاطر یه عمل خوب می بخشی
بر بیچارگی من رحم کن که همون یه عمل رو هم ندارم.
نوشته شده توسط سیف اله فتحی (مجتبی) در جمعه چهاردهم مرداد 1390 ساعت 14:45 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
من مجتبی فتحی هستم
این وبلاگ رو برا نوشتن اشعار و درد دل هام ساختم لطفا نظرتون رو در مورد مطالب در قسمت نظرات بگید
خدایا ما را شهید زنده بدار و شهید بمیران
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا